هیهات نفی شرک - کفر - نفاق جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 14:23 :: نويسنده : احمد هدایتی
من به چشمان تو ای یار گرفتار شدم لب خندان تو را دیدم و بیمار شدم
سینه ام عشق تو را یافت در اعماق وجود باز شد چشم دلم زان همه بیمار شدم
رونق جان شده آن نور رخت هر شب و روز من که از ظلمت هجران تو بیزار شدم
آبرو در پی جان رفت به دنبال سرم عشق تو برد وجودم چو سر دار شدم
من چو مجنون پی لیلی به بیابان رفتم چکنم چاره ندارم که چنین زار شدم
مردمان سوی زر و زیور و شهرت باشند من ز عریانی خود شهره بازار شدم
دوستان تیشه خود بر دل من می کوبند دشمنان را بنگر کاین همه بی عار شدم
عاقبت صحبت او راهنمایم گردید من زمستان شدم و زان همه هشیار شدم نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |